X

مکاشفه عیسای مسیح بر یوحنای رسول بخش سوم و پایانی

 

شیوه و نحوۀ نگارش این کتاب چگونه است؟

این نیز یکی از سوالهای خوب و بجا در بارۀ درک شیوۀ نگارشی یک نوشته در کتابمقدس است. با آشنا شدن به شیوه و نحوۀ نگارش نویسنده، ما یاد میگیریم که به آن نوشته از آن سبک نگاه کنیم. بعنوان مثال، شما با اشعار حافظ مانند اشعار مولوی برخورد نمیکنید و با اشعار مولوی مانند فرودسی برخورد نمیکنید؛ و همینطور است وقتی شما اشعار نیما را با شاملو و شاملو را با سهراب سپهری میخوانید. 

کتابمقدس از سبکها و شیوهای نوشتاری متفاوتی تشکیل شده است. نبوتی، سرود، اخلاقی، بشارتی، نامه، شرح حال. اما کتاب مکاشفه تنها کتابی است که تنها یک سبک ندارد بلکه از سه سبک نوشتاری تشکیل شده است و این به خودی خود به دشوار بودن آن اضافه میکند. آن سه سبک شامل:

. سبک آپاکلپتیک ( کلمۀ یونانی برابر است با بازگشایی سّر و آشکار کردن راز) یا همان مکاشفه. آشکار کردن رویدادها و وقایع از گذشته، زمان حاضر و زمان آینده.

 . سبک نبوتی. پیشگویی از زمان آینده. در این کتاب به این عبارت تاکید شده است. ۳ : ۱ و ۲۲: ۶- ۷  و۱۰ و ۱۸ - ۱۹  

 . سبک نامه. آغاز این نوشته مانند دیگر نامه های عهد جدید آغاز میشود. " یوحنا به هفت کلیسایی که در آسیا هستند فیض و سلامتی بر شما باد." ۱: ۴  و پایان نامه نیز مانند نامه های معمولی عهد جدید است. " فیض خداوند ما عیسی مسیح با همۀ شما باد آمین." 

متمایز بودن این کتاب 

کتاب مکاشفه تنها کتاب و نوشتۀ موجود در میان نوشتجات عهد جدید میباشد که بیشترین رجوع را با نوشتجات عهد قدیم دارد. شاید آیات و نام نویسندگان و انبیاء قدیم که یوحنا از آن در نوشتۀ خود استفاده کرده است به چشم نیاید، اما تاثیرگیری از نوشتجات عهد قدیم بی نظیر است. یوحنا در این کتاب از نوشتجات، تورات موسی، مزامیر، کتب اشعیاء نبی، حزقیال نبی، دانیال نبی، زکریای نبی و دیگر نوشتجات عهد قدیم استفاده کرده است.

 نکتۀ دیگر اینجاست که وقتی به نامه ها به هفت کلیسای آسیا میرسیم، گمان ما این است که گویی عیسای خداوند فقط این نامه ها را به کلیسا فرستاده است و نه مابقی نوشتجات جدای نامه ها را. خیر! کل نوشتۀ مکاشفه در میان هفت کلیسا فرستاده شده است. به نظر میرسد که کل نوشتۀ مکاشفه بعنوان مثال به کلیسای افسس فرستاده میشود، در حالی که در آن نامه به شش کلیسای دیگر نیز بوده است. یعنی کلیسای افسس میتوانست نامۀ عیسای مسیح به کلیسای اسمیرنا و پرغامس یا فیلادلفیا را نیز بخواند و همچنین مابقی نوشتجات در این نامه، یعنی تمام 22 فصل را (اگر فصلبندی امروزی را در نظر داشته باشیم) و کلیسای پرغامس یا اسمیرنا یا طیاطیرا، نامۀ عیسای خداوند به کلیسای افسس و مابقی آن را میتوانست بخواند. به نظر نویسندۀ این مقاله در حقیقت هر هفت کلیسای مذکور در این نامه کل نوشتۀ مکاشفه را دریافت میکنند. احتمال این زیاد است که مثلا کلیسای افسس نامه را از جانب فرستادۀ یوحنای رسول دریافت کرده است. و چون اولین کلیسایی است که نامه را میگیرد؛سپس با دقت لازم و شرایط خلل ناپذیر رونوشت کردن نامه توسط افراد برگزیده، این نامه برای کلیسای افسس رونوشت شده، کلیسا آن را برای خود حفظ کرده؛ سپس آن را به کلیسای بعدی فرستاده  و این عمل میان هر هفت کلیسا تکرار شده باشد. به این روش، هر کدام از این کلیساها یک رونوشت از این نامۀ بسیار مهم یوحنای رسول را برای خود حفظ میکنند.

موضوع اصلی چیست؟

برای درک نوشتجات کتابمقدس باید در پی این باشید که پیدا کنید پیام مرکزی آن چیست. تمامی رسالات عهد جدید، ذره ذره با خواندن و مطالعه کردن تمام نامه تصویری واضح و واضح تر به شما برای پیام مرکزی میدهد. در پایان نامه است که شما درک میکنید، پیام مرکزی این نامه چه بود. کتاب مکاشفه بر عکس این عمل کرده است. پیام مرکزی این نامۀ طولانی در همان ابتدا به ما داده شده است. اینکه عیسای مسیح اول و آخر است. او تا ابدالاباد زنده است. او خداوند و پادشاه هستی میباشد. وقتی عیسای مسیح این مکاشفه را به یوحنا داد تا آن را ثبت کند و از خوانندگان آن بخواهد تا این را بخوانند قصد داشت تا این موضوع اصلی را در همان آغاز به خوانندۀ خود بدهد: خدای زندۀ ما برنده و پیروز است. به رغم تمامی رنجها و مصیبتها خدای ما پیروز است، اوست که صاحب کلید مرگ و زندگی میباشد. اوست پیروزمند بر شیطان، مرگ، تمامی قدرتهای شیطانی و زورمندان این دنیا. اما چگونه این موضوع در این کتاب خود را نشان داده است:

. با اشاره کردن به شکنجه و آزار ایمانداران به مسیح. خود یوحنا که تبعید شده بوده است. کلیسای افسس که در دورۀ بسیار سخت شکنجه بوده است.( ۲ : ۳ ) کلیسای اسمیرنا در ۲: ۹ - ۱۰  که در شکنجه و آزار بوده است. ایماندار مسیحی بنام آنتیپاس که در شهر پرغامس به شهادت رسیده است، ۲ : ۱۳  . و این اعلام شکنجه و آزار مسیحیان در سراسر دنیا، شهیدانی که برای اجرای عدالت نزد خدا فریاد میزنند.

 .  تمام این وقایع و آزار و شکنجه زمینه را برای آمدن مظفرانۀ دوم عیسای مسیح آمده میکند. و ما آمدن او را بر روی زمین شاهد هستیم که برای داوری در زمان آخر به همراه فرشتگان خود نزول میکند.

. و در پایان نابودی شیطان و مرگ، نابودی نبی دروغین، دشمنان و منکران به عیسای مسیح را داریم و تثبیت شدن پادشاهی خدا را بر روی زمین.

برداشت و تفسیرهای متفاوت در خصوص این کتاب در بین ایمانداران مسیحی

چهار دیدگاه متفاوت در خصوص تفسیر کلی این کتاب در بین متفکرین و منتقدین مسیحی وجود دارد این چهار گروه شامل: پرتریسم ( یا رویداد انجام شده)، ایدهالیزیم ( رویداد تصوری)، هیستروسیزیم ( رویداد تاریخی) و فیوچریزیم ( رویداد آینده) میباشد. اما آنها چه میگویند؟ 

الف- پرتریسم. این گروه معتقد هستند که وقایع کتاب مکاشفه قبلا روی داده و تمام شده است. دیگر نیازی به تمرکز کردن بر آن نیست.

ب- ایده‏الیزیم. این گروه معتقد هستند که برای درک مکاشفه باید تمامی رویاها، تصاویر خیالی و دیگر اشکال عجیب و غریب را نادیده گرفت و آنها را بعنوان یک پیام اخلاقی که در خود دارند نگاه کرد.

پ- هیستروسیزیم. این گروه معتقد هستند که رویداد کتاب مکاشفه در بارۀ تاریخ کلیسا در زمان اولیه، در زمان حال و زمان پیشرو تا آمدن عیسای مسیح میباشد.

ت- فیوچریزیم. این گروه معتقد هستند که وقایع کتاب مکاشفه در بارۀ آینده کلیسا و دنیاست. وقایعی که بر هر دو پیش خواهد آمد.

سوال اینجاست کدامیک از این چهار برداشت درست است؟ با کمی دقت ما در خواهیم یافت هر کدام از این چهار گروه تا حدودی برداشتی درست از این کتاب دارند اما برداشت آنها کلی و نهایی نمیتواند باشد. به نظر نویسندۀ این مقاله، کتاب مکاشفه ترکیبی از هیستروسیزیم و پرتریزیم و اندکی فیوچریزیم میباشد. ایده‏الیست ها نمیتوانند درست بگویند زیرا تصاویر داده شده در این کتاب گاها به خودی خود با ما گفتگو کرده و با ما از رازی الهی سخن میگویند.

چگونه باید این کتاب مطالعه شود؟

چند پیشنها سازنده و مفید:

الف- این کتاب را نه با سهل انگاری چون تصاویر و اشکال آن خیالی هستند بخوانید بلکه با دقت و تمرکز به پیام مرکزی و جزییات آن.

ب- آن را طوری بخوانید که انگاری عضوی از کلیسای افسس هستید و یوحنا این را برای شما و کلیسای شما نوشته است؛ بقولنا با دیدگاه ایمانداران اولیه آن را بخوانید.

پ- سعی کنید مطالعۀ  خودتان را از این کتاب با بیاد آوردن کتب عهد عتیق مانند دانیال نبی، حزقیال نبی، اشعیاء نبی، زکریای نبی که تاحدودی آپاکلپتیک و رازهای الهی را در آن با دادن تصاویر آسمانی بیان میکنند در یک ارتباط بدانید. مانند کتاب دانیال نبی فصل ۷ آیۀ ۹ و فصلهای ۱۳ تا ۱۴ و فصل ۱۰ آیات ۵ و ۶  را با کتاب مکاشفه فصل ۱ : ۷  و فصلهای ۱۲ تا ۱۵ در کنار هم بگذارید، نه اینکه مانند همه باشند، بلکه به دادن چنین تصاویری که خداوند قبلا به افرادی دیگری به غیر از یوحنای رسول نیز داده بود آشنا شوید.

بخش بندی کتاب مکاشفه

این کتاب در نمایی کلی به شش بخش تقسیم شده است:

الف- از فصل ۱ آیه ۹ تا ۲۰ . نما و تصویری از عیسای مسیح

ب- از فصل ۲ ایۀ ۱ تا فصل ۳ آیۀ ۲۲. هفت نامه به هفت کلیسای آسیا( ترکیۀ فعلی)

پ- از فصل ۴ آیۀ ۱ تا فصل ۵ آیۀ ۱۴. بارگاه الهی

ت- از فصل ۶ آیۀ ۱ تا۱۶ آیۀ ۲۱. سه بلای فرستاده شده.

ث- از فصل ۱۷ آیۀ ۱ تا ۱۹ آیۀ ۲۱. سقوط روم. شیطان.

ج- از فصل ۲۰ آیۀ ۱ تا ۲۲ آیۀ ۵. پادشاهی خدای زنده بواسطۀ عیسای مسیح بر روی تمام هستی.

خواندن کتاب مکاشفه با تفسیر

پس از صعود عیسای مسیح به آسمان، کلیسای او بر روی زمین به شدت در جفا قرار گرفت. ابتدا توسط یهودیان سپس توسط رومیان. مشکل چه بود؟ روم قصد داشت تا یک مذهب مرکزی بر تمام روم حکومت کند. و این مذهب را همه باید اطاعت میکردند. دین یهودیان برای حکومت روم به رسمیت شناخته شده و فعالیت آنها مجاز بود. تنها مسیحیان بودند که مانند خاری در چشم پادشاهان روم، مذهب،خدایان و فیلسوفان و متفکرین رومی بودند. چرا؟ زیرا برای مسیحیان قیصر خدا نبود. بلکه فقط عیسای مسیح خدا بود. مسیحیان وارد معبد رومیان نشده،به خدایان بسیاری معتقد نبوده، و در مراسم مذهبی رومیان شرکت نمیکردند. برای آنها عیسای مسیح تنها خدای زنده بود و بس.

در زمان یوحنا رسول، دومیتین، امپراطور روم شد ( ۸۱- ۹۶ بعد از میلاد) او ماجرای زنده شدن نرون را جدی گرفت. دستور داد تا همه او را پرستش کنند. او همچنین لایحه ایی را در سنای روم تصویب کرد که حتی امپراطور زندۀ وقت نیز مانند یک خدای زنده پرستش شود. در برابر نامش زانو زده شده و برای او قربانی کرده و او را بپرستند. در همان ابتدای کتاب مکاشفه میخوانیم که یوحنای رسول بر ایمان خود به عیسای مسیح ایستاده است و تن به پرستش خدایان روم و امپراطور نداده بلکه عیسای مسیح را پرستش کرده و به انجیل او شهادت داده است. ( ۱: ۳ ) 

یوحنا بر این شکنجه و آزار روم پیروزمند گشته بود اما اخباری از ایمانداران در کلیساهای اطراف بگوش میرسید که ناامید کننده بود. آنها در ایمان خود ضعیف شده، دلسرد شده، با دنیای بیرون هماهنگ شده، و آن ایمان اولین خود را به عیسای مسیح از دست میدادند. فشار و شکنجه زیاد شده بود، عیسای مسیح که بر طبق بشارت شاگردان او روزی بازمیگشت و بر تمام دنیا داوری میکرد هنوز برنگشته بود. تکلیف آیندۀ آنان و فرزندان آنان چه بود؟( این شرایط چقدر به زمان و محیط امروزی ایمانداران مسیحی در کشورهایی اسلامی، آفریقایی، کمونیستی، خاورمیانه نزدیک است. آمار نشان داده است که تعداد مسیحیانی که در قرن دوهزار به شهادت رسیده اند، شکنجه و آزار دیده اند از تمام طول تاریخ مسیحیت بیشتر است! در ضمن آمار به ما نشان داده است که قریب به دویست میلیون نفر مسیحی در سراسر دنیا در شکنجه و آزار است. همچنین آمار نشان میدهد که در سال ۲۰۱۰ در کشور نیجریه روستاهای مسیحی در این سرزمین توسط مسلمانان نابود شده و همۀ آنان قتل و عام شده اند. در هندوستان در روستای اورسیا تعداد هفتاد هزار مسیحی توسط مسلمانان قتل و عام شده اند. در اندونزی بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ تعداد ده هزار مسیحی توسط مسلمانان به شهادت رسیده اند. در عراق از زمان سقوط صدام حسین تا امروز قریب به اکثر مسیحیان مجبور به ترک خانه و سرزمین خود شده اند. در ایران مسیحیان به دلیل ترک از دین اسلام و شهادت دادن به نام مسیح و داشتن کلیسای خانگی بازداشت شده، زندانی شده و در طول حکومت اسلامی شاهد شهیدانی از قبیل ، سودمند، هوسپیان مهر، دیباج، توریان و بسیاری گمنام بوده ایم.) در یک چنین شرایط سخت و دشواریست که عیسای خداوند با یوحنای رسول سخن میگوید. گویی خداوند پردۀ تمامی راز آیندۀ خود را برای لحظه ایی برای غلام خود و برای ما بکنار زده است و آنچه او بر تمام هستی اجرا خواهد کرد: نابودی شیطان، نابودی دشمنان مسیح و مسیحیت، نابودی رنج و جفا و درد و اشک، را به آنها نشان میدهد. و به آنها چنین مژده میدهد که  پایان نزدیک است، خدای ما پیروز است، استوار بایستید و از ایمان خود دفاع کنید. 

غلبه آمدن

دقیقا به همین دلیل است که واژۀ غلبه آمدن در پهنای این کتاب به چشم میخورد.

الف- غلبه آمدن در آغاز کتاب. در همان آغاز کتاب در نامه هایی که به هفت کلیسا فرستاده میشود. در تمام این هفت کلیسا ضعف و ناتوانی و دلسردی و ناامیدی وجود دارد؛ اما عیسای مسیح به تمام این هفت کلیسا وعده میدهد که اگر آنها بر این دوران درد و رنج و شکنجه و آزار؛ دوران دفاع کردن از ایمان مسیحی خودش، آن ایمانی که روزی شاگردان مسیح از آن سخن گفتند، پدران کلیسا برای آن جان خود را دادند؛ اگر این بر این دوران " غلبه " آیند، پاداشی عظیم در انتظار آنها میباشد. ۲: ۷ و ۱۱و  ۱۷ و ۲۶ ؛ ۳: ۵ و ۱۲ و ۲۱ . 

ب- غلبه آمدن در وسط کتاب. در میانۀ کتاب هستیم که مبارزه و غلبه آمدن بر شیطان و نیروهای اهریمنی فرمان داده شده است. که ایمانداران مسیحی با قوت خون مسیح و پاری گرفتن از او، بر شیطان و نیروهای پلید زمینی و اسمانی پیروز و غلبه خواهند یافت. ۱۲: ۱۱

پ- غلبه آمدن در پایان کتاب. در پایان کتاب فصل 21 آیۀ 7 هستیم که میخوانیم، آنانی که بر تمامی رنجها، شکنجه ها، مصیبتهای زمینی، شیطان و نیروهای پلید شیطانی غلبه کرده باشند، میراث وعده داده شده را از دستان خود خدا دریافت خواهند کرد. 

پایان سخن

ایماندار مسیحی! برادر و خواهر عزیز!

کتاب مکاشفه به شما نوشته نشده است، اما قطعا برای شما نوشته شده است. راز نهفته شده در این کتاب عظیم است و آن این است که با پایداری در ایمان مسیحی در این دنیا بسیار سخت و دشوار است. خطرات متعددی شما را تهدید میکند:

الف- دلسردی در ایمان به دلیل شرایط موجود؛ و سرد شدن آن آتش اولیۀ محبت شما به عیسای مسیح و کلیسای او. ببین آن را چگونه باید بازیابی، آن را طلب کن اگر چنین شده ایی.

ب- اسیر تعالیم دروغین معلمین و شبانان دروغین شدن و باعث شدن که از ایمان مرکزی و نخستین بشارت داده شده در کتابمقدس و پدران کلیسا فاصله گرفتن. مسیحیت فرقه های متعددی دارد، اما مسیحیت فرقه نیست. مذهب هم نیست. مسیحیت خود مسیح عیسی است. تعلیم او کتابمقدس است. تمام کتابمقدس از او و در بارۀ او سخن میگوید. این کتاب را بخوان. به آن تمرکز کن. تشخیص و تمییز دادن تعالیم دروغین را بر اساس و معیار این کتاب بسنج. روح و جان خودت را از گمراهی حفظ کن.

پ- با دنیا رفتن و هم رنگ دنیا شدن. ما از دنیا بیرون خوانده شده ایم اما به دنیا فرستاده شده ایم نه اینکه تافته ایی جدا بافته باشیم بلکه در این دنیا نور و نمک باشیم. نور و نمک بودن این است که شما نمک و نور دنیا را جذب نکنید. زرق و برق دنیا و شهرت و قدرت دنیا؛ جاه طلبی و خوش گذرانی و سخن گفتن و عمل کردن اندک. این مسیحیت نیست. آنانی که نام مسیح را بر خود دارند و از او سخن گفته و به او شهادت میدهند قطعنا در این دنیا آزار و شکنجه خواهند دید. اگر شما تا الان چنین آزار و شکنجه ایی ندیده اید، بار دیگر به ایمان خودتان، توبۀ خودتان و قبول کردن عیسای مسیح بعنوان خداوند و نجات دهنده برای خودتان نظر و تفکر کنید. یا این درست است و دومی درست نیست. یا دومی درست است و اولی از همان اول درست نبوده است!

بایست! بر ایمان خودت به عیسای مسیح استوار بایست! چه امروز عیسای خداوند بیاید و چه نیاید، نام شما در دفتر حیات ثبت شده است و نصیب شما مرگ دوم نخواهد بود؛ بلکه نصیب شما خوردن از میوۀ درخت حیات ازلی میباشد. زیستن ازلی در شهر آسمانی، در آنجا که زمینی تازه و آسمانی تازه بنا گشته است. جایی که عیسای خداوند معبد زندۀ آن است، خورشید آن است و دیگر هرگز قایق زندگی شما در دریای آشوب و دلهره و اشک و افسوس هرگز بادبانهای خود را بر نمی افرازد. بکله به سوی ازلیتی روان هستید که پایانی بر آن نیست. پس به پیش برو! در مسیح پیروزمند زندگی کن و نامش را جلال بده!