X

تفسیر و بررسی مزمور ۳۳ امیدوار در خداوند ( بخش هفتم)

 

۵-آیات  ۱۸ - ۲۲ : انتظار و امید در یهوه. 

۱۸ اینک چشم خداوند بر آنانی است که از او می‌ترسند، بر آنانی که انتظار رحمت او را می‌کشند.  ۱۹ تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد.  ۲۰ جان ما منتظر خداوند می‌باشد. او اعانت و سپر ما است.  ۲۱ زیرا که دل ما در او شادی می‌کند و در نام قدوس او توکل می‌داریم.  ۲۲ ای خداوند رحمت تو بر ما باد، چنانکه امیدوار تو بوده‌ایم.»

نمای آنچه تاکنون خواندیم یعنی از آیه ۱ تا آیه ۱۷: فراخوانی برای شادمانی در یهوه و پرستش او. برای آنکس که او هست. برای آنچه او طالب است. برای آنچه که به آن تواناست و بیهوده بودن تلاش انسان برای اتکاء به توانایی و قدرت خود برای رستگاری و نجات؛ تمامی این موارد گویی به یک حرف ندای: « اینک» وصل شده تا با ما از نقش ما در ایمان ما به این خداوند نه فقط برای یک روز و نه فقط به یک مناسبت و یک شرایط خاص زندگی و جامعه و سرزمین و دنیا بلکه به گونه ای روزانه و دایمی و متداول چه باید باشد سخن بگوید.

 اگر هر آنچه تاکنون از ۱ تا ۱۷ خواندیم در باره یهوه الوهیم باشد هر آنچه پس از عبارت «اینک» آمده است درباره ما میباشد. در باره نقش ما، طرز تفکر ما، آنچه باید انجام بدهیم و آنچه باید روزانه طالب باشیم. نه اینکه تلاش کنیم تا قدوسیت و نیکی و عدالت و حکمت و ایمان را در خود بیشتر کنیم، این بازگشتن به شریعت دین و فرورفتن در تکرار قوانین و رفتارهای دینی است که در آن هیچ قدوسیت و نیکی و عدالت و حکمت و ایمانی یافت نمیشود. بلکه، همانطور که بالاتر گفته شد، آنچه خداوند ما بود و آنچه او برای ما شده است ( اول قرنتیان ۱: ۳۰ ) و برای ما به کمال رسانیده و در ما قرار داده است که همه از آن اوست را ابتدا برای او سپس برای دنیای اطراف زندگی کنیم. این تلاش زندگی مسیحی سهم باور و زیستن در باور مسیحی ما به آنچه خداوند برای ما به کمال رسانیده است میباشد. پولس رسول این را سهم به کمال رسانیدن ایمان و باور ما در عیسای مسیح میخواند، با زیستن زندگی مسیحی و با تحمل رنجهای زندگی مسیحی و برای شاهد زنده عیسای مسیح بر روی زمین بودن.(کولسیان ۱: ۲۴ ) پطرس رسول، سهم زیستن مسیحی ما را به سربازی تشبیه کرده که خود را برای نبرد مسلح به رغم جفاها و رنجها و زخمهای آن آماده میکند:« لهذا چون مسیح به حسب جسم برای ما زحمت کشید، شما نیز به همان نیت مسلح شوید زیرا آنکه به حسب جسم زحمت کشید، از گناه باز داشته شده است.  ۲ تا آنکه بعد از آن مابقی عمر را در جسم نه بحسب شهوات انسانی بلکه موافق اراده خدا بسر برد.»( اول پطرس ۴: ۱- ۲ ) 

۱۸ اینک چشم خداوند بر آنانی است که از او می‌ترسند، بر آنانی که انتظار رحمت او را می‌کشند.  ۱۹ تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد. 

ما در آیه ۸ دیدیم که مزمورنویس گویی یک اعلانیه را بیان کرده بود:« تمامی اهل زمین از خداوند بترسند، جمیع سکنه ربع مسکون از او بترسند.» ما با هم دلیل و انگیزه این ترس از خداوند را آیه به ایه بررسی کردیم؛ اینجا اهمیت این درک ترس از خداوند به گونه ایی تمام عیار خود را نشان داده است. و آن با حرف ندای «اینک» همراه شده است. آنچه پس از حرف ندای «اینک» میخوانیم با ما از اهمیت اساسی در باور و درک عمیق این ترس از خداوند در شناخت این خداوند و پرستش او و باور آن در شیوه و نحوه زندگی ما و ثمرات آن میگوید. با کمی دقت در این ایه پی خواهیم برد که چشمان خداوند یعنی ناظر بودن او، شاهد بودن او بر چهار اصل است. این چهار اصل به دو بخش مبدل میشوند که دو تای آن دو تای دیگری را نتیجه میدهد اما هر چهار مورد مستقیما در زیر نظارت خود خداوند است. چشمان خداوند بر آنانی است که: ۱- از او میترسند. ۲- انتظار رحمت او را میکشند. چون چنین کنند، خداوند در پاسخ به آن: ۳- جانهایشان را از مرگ نجات میبخشد. ۴- ایشان را در قحطی زنده نگه میدارد. چشمان خداوند بر هر چهار مورد بوده و ناظر اجرای آنها و انجام شدن آنها میباشد. اما ترس مقدس از خداوند آغاز تمام این مراحل است. و این به خودی خود از اهمیت درک و اجرا کردن این ترس مقدس از خداوند در زندگی و جهان بینی مسیحی ما سخن میگوید. ترس از خداوند و انتظار رحمت خداوند را کشیدن و رهایی جانها توسط خداوند و زنده نگه داشتن آنها توسط خداوند؛ تمامی این چهار مورد مانند دانه های به هم گره خورده و در کنار هم بافته شده، با رنگهای متفاوت و زیبا و عمیق خود، مانند فرشهای زیبای خودمان، از اقتدار مطلق یهوه سخن میگویند. 

اما اگر بپرسیم چرا « چشمان خداوند بر آنانی ست که از او میترسند؟» زیرا کتابمقدس به ما نشان داده است آنانی که ترس مقدس خداوند را در دل دارند، فروتن و افتاده هستند. اگر شما از چیزی میترسید در برابر آن چیز شما بی قدرت هستید و شما همواره در برابر آن به ضعف و ناتوانی خود واقف خواهید بود و این اگر این ترس از انسان باشد، یک ترس اسارت بار و خفت بار را به دنبال خواهد داشت اما اگر از خدای زنده، یهوه الوهیم، خدای تثلیث باشد، رحمت و شفقت و محافظت و امنیت خداوند را به همراه خواهد داشت. وقتی مزمورنویس میگوید چشمان خداوند بر آنانی ست در واقع میگوید خداوند مشتاق و طالب آن است. این را به زیبایی خود خداوند از قول اشعیاء نبی بیان کرده است.« ۱ خداوند چنین می‌گوید: آسمانها کرسی من و زمین پای انداز من است، پس خانه‌ای که برای من بنا می‌کنید کجا است؟ و مکان آرام من کجا؟  ۲ خداوند می‌گوید: دست من همه این چیزها را ساخت پس جمیع اینها بوجود آمد؛ امّا به این شخص که مسکین و شکسته دل و از کلام من لرزان باشد، نظر خواهم کرد.» ( اشعیاء نبی ۶۶ ) صفت لرزان بودن در آیه ۲ برابر است با همین مفهوم ترس. 

و چون بپرسیم اگر «رحمت» خداوند در تمامی جهان پر است(ایه ۵) پس چرا چشمان خداوند در پی آنانی است که « انتظار رحمت او را می‌کشند؟» پاسخ این است که خداوند حتی رحمت خود را، هر چند تمامی جهان از آن پر است، مدیون و بدهکار به هیچکس نیست. این اقتدار و مشیت الهی اوست که او را خشنود و شاد میسازد که بر چه کسی «خِسِد» « رحمت» داشته باشد و بر چه کسی نداشته باشد. خود یهوه به موسی چنین میفرماید:« و رأفت می‌کنم بر هر که رئوف هستم و رحمت خواهم کرد بر هر که رحیم هستم.» ( خروج ۳۳ ) اگر در فکر ما این باشد ایا انصاف خداست که بر هر که بخواهد رحمت کند و بر هرکس نخواهد رحمت نکند؟ بله، انصاف مطلق خداست. او به من و شما رحمت خود را بدهکار نیست، او آن را به ما میدهد طوری که او دوست دارد. پولس رسول در انتخاب قوم اسراییل توسط خداوند همین را قید میکند، سپس از همین نتیجه گیری کرده و نه تنها انتخاب اسراییل بلکه برگزیدگی ملتها توسط پیام انجیل عیسای مسیح و نجات آنها را نیز در راستای میل و رحمت خود خداوند میداند، نه مقام و شخصیت ما.« ۱۴ پس چه گوییم؟ آیا نزد خدا بی انصافی است؟ حاشا!  ۱۵ زیرا به موسی می‌گوید: «رحم خواهم فرمود بر هر که رحم کنم و رأفت خواهم نمود بر هر که رأفت نمایم.»  ۱۶ لاجرم نه از خواهش کننده و نه از شتابنده است، بلکه از خدای رحم کننده.  ۱۷ زیرا کتاب به فرعون می‌گوید: «برای همین تو را برانگیختم تا قوت خود را در تو ظاهر سازم و تا نام من در تمام جهان ندا شود.»  ۱۸ بنابراین هر که را می‌خواهد رحم می‌کند و هر که را می‌خواهد سنگدل می‌سازد.»( رومیان ۹ ) 

نکته مهم این آیه در این نهفته است که اگر شما منتظر چیزی هستید یعنی آن چیز را ندارید. آن را چیز را صاحب نیستید و اگر نه منتظر آن نمیبودید. مزمورنویس منتظر رحمت خداست زیرا در زمان نوشتن این سرود غیبت و عدم حضور رحمت و شفقت خداوند را در زندگی خود و ملت خود شاهد است. جنگ است و ظلم و ستم و بیداد. خونریزی است و استبداد. پس رحمت خدا کجاست؟ رحمت آن امریست که شما در شرایط ناعادلانه و نابرابری قرار دارید و هیچ توانایی برای رهایی و رستگاری و ازادی از آن ندارید، نزد خدا برای رحمت و شفقت او التماس میکنید. دومین نکته ایی که به آن اشاره دارد این است که خداوند دوست دارد و چشمانش ناظر بر این است تا ببیند انسان نه تنها ترس مقدس او را در دل دارد بلکه همچنین مشتاق است تا ببیند این انسان منتظر رحمت اوست. چون شما منتظر چیزی و کسی یا امری هستید ان چیز و کس و امر برای شما اهمیت دارد. برای شما حیاتی ست. به آن نیازمند هستید و اگر نه منتظر آن نمیبودید. این بها و ارزش یهوه را در پرستنده او بالا میبرد. 

۱۹ تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد.

در نسخه اصلی فعل رهایی بخشیدن در ابتدای جمله آمده است یعنی بلافاصله پس از اینکه گفت: چشم خداوند بر آنانی ست که از او میترسند، بر آنانی که انتظار رحمت او را میکشند؛ تا اینگونه تاکید مستقیم بر عملی کند که تنها خداوند قادر به انجام آن است یعنی رهایی بخشیدن. یعنی رهایی بخشیدن جان و قوت منتظران او از موت و قدرت موت و ترس موت. این فعل بکار برده شده در اینجا در ادامه آنچه گفته بود و ترسنده گان خداوند و منتظران خداوند، منتظر آن هستند اهمیت بسزایی دارد. فعل « رهایی بخشیدن.» به عبرانی هیسَل، چندین معنی را در خود دارد: بیرون کشیدن. نجات دادن. محافظت کردن. تمامی این معانی به عنوان یک مرحله ایی که تصاعدی است بکار برده میشود. یعنی آغاز شده، ادامه داشته تا اینکه کاملا انجام شود. یعنی رهایی آغاز شده، رهایی ادامه داشته و رهایی انجام میشود و رهایی کامل میشود. و معمولا به دلیل اهمیت و نیاز مبرم به آن برای مزمورنویس که خود را در اسارت و تهدید و خطر میبیند، در نسخه اصلی عبرانی و ترجمه یونانی، این فعل اغلب در ابتدای آیات بکار برده میشود. در مزمور ۲۲ داود اینگونه دعا میکند:« خلاص کن جان مرا از شمشیر.» ( ۲۰ ) 

همین فعل رهایی بخشیدن که در نسخه یونانی عهد عتیق: روهومایی آمده، مکررا در نوشتجات عهد جدید که به نسخ اصلی آن به یونانی بوده دیده میشود. یکی از زیباترین و پر معنی ترین جایی که این فعل بکار برده شده که مستقیما با گفتگوی ما در خصوص این مزمور و این ایه و این رهایی بخشیدن از موت و قحط مرتبط است نامه پولس رسول به ایمانداران کولسی است که در این نامه از کار عظیم خود خداوند سخن میگوید که برای ایمانداران چه کرده است:« ۱۲ و پدر را شکر گزارید که ما را لایق بهره میراث مقدسان در نور گردانیده است،  ۱۳ و ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت،  ۱۴ که در وی فدیه خود یعنی آمرزش گناهان خویش را یافته‌ایم.» ( کولسیان ۱ )  

 تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد. 

جان یا نِفِش در عبرانی که تاحدودی همان نفس در زبان فارسی است معنای کل بقاء و زندگی و بودن را میدهد. نه تنها زنده ماندن بلکه قوتی که برای زندگی کردن در ما هست. موت که همان مرگ است رهایی از آن دو برداشت دارد. اول اینکه موت نام یکی از خدایان کنعان بود. و قحطی و قحط آوردن یکی از قدرتهای خدای موت بود زیرا قحطی رو به مرگ میبرد. این خدا طوری ترسیم و توصیف شده بود که آدمیان را در زنجیرهای خود در اسارت خود داشت و آنان را چون برده ای بسوی دنیای مرگ و فنا و نابودی میکشاند. و حقیقت مرگ و پوسیده گی و پیری نه تنها در انسان بلکه در تمامی هستی این ترس را بر انسانی که درک و باوری درست از دلیل مرگ و خداوند حقیقی نداشت بینهایت خرد کننده و تاریک بود. ترس و ارعاب این خدای موت تمامی زندگی و جهان بینی پرستنده گان خود را تسخیر میکرد و پرستنده گان این خدا گاها برای آرام کردن او و یا برداشتن خشم او از یک خانواده و یا شهر یا سرزمین، فرزندان خود را برای او قربانی میکردند. دوم اینکه موت، بعنوان مرگ و وداع زندگی زمینی و نزد پدران خود رفتن ترسیم شده است که توسط گناه و نااطاعتی انسان وارد هستی خداوند شد زیرا خداوند در ابتدا مرگ را خلق نکرد بلکه حیات را. مرگ بدلیل نااطاعتی با لعنت خداوند همراه بوده و نه تنها وارد زندگی و روند حیات انسان شد بلکه بر تمام طبیعت و هستی نیز ریخته شد.(پیدایش ۲ : ۱۷ و ۳ : ۱۹ و رومیان ۸ : ۲۰ - ۲۲ )

پس رهایی بخشیدن از موت، میتواند هم رهایی از اسارت خدای موت باشد، ترس و ارعاب از خدای موت و هم میتواند رهایی از مرگ ابدی باشد. و به نظر میرسد اشعیاء نبی به زیبایی و با قدرت از هر دوی آنها در آمدن روز خدا سخن گفته است:« ۶ و یهوه صبایوت در این کوه برای همه قوم‌ها ضیافتی از لذایذ برپا خواهد نمود، یعنی ضیافتی از شرابهای کهنه از لذایذ پر مغز و از شرابهای کهنه مصفّا.  ۷ و در این کوه روپوشی را که بر تمامی قوم‌ها گسترده است و ستری را که جمیع امّت‌ها را می‌پوشاند تلف خواهد کرد.  ۸ و موت را تا ابدالآباد نابود خواهد ساخت و خداوند یهوه اشکها را از هر چهره پاک خواهد نمود و عار قوم خویش را از روی تمامی زمین رفع خواهد کرد، زیرا خداوند گفته است. » ( اشعیاء نبی ۲۵ ) و نویسنده عبرانیان از آنچه خداوند ما عیسای مسیح با جسم گرفتن خود و مرگ بر صلیب و رستاخیز خود از مرگ ثابت کرد اینگونه نتیجه گیری کرده که نه تنها حیات ازلی را برای پیروان خود مُهر و مُوم کرد بلکه گویی قدرت خدای موت، شیطان را نیز نابود ساخت:« ۱۴ پس چون فرزندان در خون و جسم شراکت دارند، او نیز همچنان در این هر دو شریک شد تا بوساطت موت، صاحب قدرت موت یعنی ابلیس را تباه سازد،  ۱۵ و آنانی را که از ترس موت، تمام عمر خود گرفتار بندگی می‌بودند، آزاد گرداند.»( عبرانیان ۲ ) 

  اما شاید بپرسید پس اگر مردم ترس خدای موت را داشتند پس چرا آیه ۱۸ میگوید چشم یهوه بر آنانی ست که از او میترسند؟ چه فرقی بین این دو هست؟ همانطور که سعی شد در بررسی ایه ۱۸ قویا تاکید شود، ترس ما از یهوه ترس اسیرکننده و ارعاب آور و کوچک و حقیر و ناچیز شمردن نیست. هرگز این ترس در باره یهوه در کل کتابمقدس نه تعلیم داده شده و نه به آن تشویق شده است. ترس خداوند در کتابمقدس یک ترس پر از احترام و تکریم و فروتن شدن است زیرا همین خدا، طوری که ادامه ۱۸ گفت، همین خدا منتظر است تا رحمت، شفقت عظیم و پایدار خود را نیز بر آنها جاری کند. در حقیقت دو چیز در آیه توامان بیان شده است: ترس از خداوند و رحمت خداوند. و ما این را در طول کتابمقدس بارها و بارها مشاهده میکنیم و نمونه زنده و موثق آن را در خداوند جسم گرفته ، عیسای مسیح مشاهده میکنیم. اما در خدایان ادیان دیگر دنیا از جمله اسلام، ترس است و اطاعت کورکورانه و جبر مطلق خود الله. ما در هر رکعت نمازی که خواندیم از خدای رحیم اسم بردیم اما همین خدای رحیم دستور میداد تا از آنانی که دین اسلام را و محمد را بعنوان رسول نمیپذیرند تا سر حد مرگ و کشتن و نابود کردن نفرت و کینه داشته باشند. ما هیچ رحمت و شفقتی نه از الله قرآن میبینیم و نه از پیروان کمربسته و آنانی که لکه مُهر بر پیشانی خود دارند.

اما در خلال این گفتگو و برداشت از این آیات این را نباید از دست بدهیم و یا از آن بسادگی بگذریم که مزمورنویس بار دیگر با ظرافت خاص خود در یک توازن هم از رحمت و نجات و زندگی سخن گفته هم از اسارت و موت و قحط، یعنی همانطور که در آیات ۱۶ - ۱۷ دیدیم که وقتی از پادشاه و اسب و لشکر و استخلاص و رهایی سخن میگفت در واقع از جنگ و اسارت سخن گفته بود؛ از رودررویی با دشمن در جنگ و از میدان جنگ و آنچه قوم و ملتی و هر شخصی ممکن است با آن روبرو شود. در واقع این «آنان» در آیه ۱۸ که دو بار تکرار شده است همان «ایشان» هستند که دو بار در آیه ۱۹ تکرار شده اند. در حقیقت آیه ۱۹ به ما این را میگوید که ایشانی که در خطر مرگ و نابودی هستند و گویی هیچ نجات و رستگاری ای ندارند یعنی ایشانی که در قحطی هستند؛ ایا آنانی هستند که ترس از خداوند را در دل خود دارند آیا آنانی هستند که در انتظار رحمت و شفقت او میمانند یا اینکه ترس از انسان و ترس از شرایط موجود دارند و متوسل به قدرت زمینی و انسان برای رهایی و نجات از مرگ و نابودی خود میشوند؟ 

یکبار دیگر مشاهده میکنیم که تاکید به قدرت و اقتدار یهوه شده است که تنها او قادر است که جانها را از مرگ رهایی ببخشد و تنها او قادر است قوت و معیشت در قحطی باشد فقط اگر جان ما در پی ترس مقدس و احترام و تکریم عظیم بوده و در عین حال جان ما به رغم حضور مرگ و حضور قحطی و حضور جنگ و ویرانی روزانه منتظر رحمتهای او بماند؛ و چون منتظر رحمتهای او میماند، چون به این خداوند و تنها به او و به شفقت و محبت عظیم او امیدوار است، دلسرد نشده، ناامید نشده، دل سخت نشده، رستگاری و نجات و صلح را در او خواهد یافت. « ۹ و در آن روز خواهند گفت: «اینک این خدای ما است که منتظر او بوده‌ایم و ما را نجات خواهد داد. این خداوند است که منتظر او بوده‌ایم پس از نجات او مسرور و شادمان خواهیم شد.»( اشعیاء نبی ۲۵ ) 

و چون مزمورنویس چنین دیدگاه و شناختی از این خدای زنده دارد، به این انتظار کشیدن برای او تاکید میکند. و مشاهده میکنیم به دلیل حساسیت و نیاز مبرم به این یهوه که تاکنون مزمورنویس از او و در باره او سراییده وقتی به ایه ۲۰ میرسد به جایی که سخن از انتظار و امید به یهوه میرود، نویسنده مزمور خود را شامل این مزمور میکند، خود را به همراه یک گروه یک قوم و یا یک ملت. نمیگوید « جان آنها» بلکه میگوید :« جان ما؛» و تا خطوط پایانی این سرود پرستشی به همراه قوم خود نزد این خداوند امید و انتظار و اعتماد خود را اعلان میکند. نفس مزمورنویس از جای گرم در نیامده بود اگر تاکنون اینگونه از یهوه از آغاز تا ایه ۱۹ سراییده بود! خود او نیز مستمند و نیازمند همین یهوه ایی بود که تاکنون در باره او سراییده بود.

ادامه دارد...